چشم و بینایی
حس بینایی:
ما برای ارتباط گرفتن با محیط اطراف خود به حواس پنج گانه خود نیازمندیم از جمله این حواس پنج گانه حس بینایی میباشد. با استفاده از این حس ما میتوانیم از رویدادهایی که در اطرافمان در حال رخ دادن هستند باخبر باشیم و آنها را ببینیم. در واقع با استفاده از حس بینایی میتوانیم جزئیات تغییرات موقعیت اجسام در اطراف خود را درک کنیم. این درک به کمک اندامی که همگی آن را میشناسیم انجام میشود یعنی چشم. چشم ساختاری است که در کاسه چشم قرار دارد و اطراف آن از بافت چربی و عضلاتای پر شده که در محافظت و حرکت آن نقش دارند. بعلاوه پلکها و مژهها نیز به نوعی در حفاظت چشم در برابر صدمات فیزیکی نقش دارند. اشک نیز با شستشوی روی چشم و پاک کردن آن از آلودگیها و ذرات گرد و غبار به محافظت چشم کمک میکند. همچنین اشک دارای آنزیمی به نام لیزوزیم است که این آنزیم باکتریهای دیوارهدار را نابود میکند و مانع ایجاد عفونت روی چشم میشود. شکل زیر.
ساختار کره چشم:
کره چشم از سه لایه تشکیل شده است که عبارتاند از لایه خارجی، میانی و داخلی که در ادامه به هر یک از آنها خواهیم پرداخت .
مشاهده و انجام آزمایش در سایت آزتو
لایه خارجی:
خارجیترین لایه کره چشم از جنس بافت پیوندی متراکم بوده که همان سفیدی چشم است که در ظاهر معلوم میباشد. با توجه به جنس لایه خارجی میتوان حدس زد که این لایه در محافظت از چشم نقش دارد. نام قسمت سفید رنگی که گفته شد صلبیه میباشد. صلبیه در قسمت جلویی چشم شفاف شده و نور را از خود عبور میدهد. در این قسمت به آن قرنیه میگویند. پس بطور کلی لایه خارجی در قسمت صلبیه در نقش محافظتی عمل کرده و در بخش قرنیه نور را از خود عبور میدهد تا به ساختارهای درونیتر چشم راه پیدا کند.
لایه میانی:
مشیمیه: مشیمیه لایه رنگدانه دار در چشم میباشد. البته قسمت دیگری در چشم به نام عنبیه هم رنگدانهدار است. مشیمیه واجد عروق خونی فراوانی میباشد سلولهای این ناحیه را خونرسانی میکند زیرا این ناحیه از چشم فعالیت بسیار زیادی داشته و نیازمند انرژی فراوانی است شکل زیر.
جسم مژگانی: جسم مژگانی بخشی از لایه میانی است و به صورت یک مجموعه در تغییرات ضخامت عدسی چشم نقش بسیار مهمی ایفا میکند. در واقع این قسمت از لایه میانی عملکرد بسیار مهمی در تطابق که در ادامه به آن خواهیم پرداخت دارد. جسم مژگانی شامل عضلات مژگانی و تارهای مژگانی و خود جسم مژگانی میباشد. در واقع عضلات به جسم مژگانی متصل بوده و از این عضلات تارهای مژگانی آویزان میباشند و عدسی نیز از سوی دیگر به این تارها اتصال مییابد. تغییرات در انقباض عضلات مژگانی باعث کشیدگی یا شل شدن تارها و در نهایت تغییرات ضخامت عدسی میشود.
عنبیه: این قسمت از لایه میانی مانند مشیمیه رنگدانهدار میباشد. نکته مهم در مورد عنبیه این است که میان آن ساختار سلولی نداشته و یک حفره وجود دارد. نام این حفره مردمک میباشد. عدسی چشم در موقعیت خلف عنبیه قرار میگیرد. درون چشم جلوی عدسی و پشت عدسی با دو نوع ماده مختلف پر میشود. مایعی که جلوی عدسی را پر میکند زلالیه نام دارد و در تغذیه تمام ساختارهای جلوی عدسی و نیز خود عدسی و برگرداندن مواد دفعی آنها نقش دارد. قسمت خلفی عدسی با مادهای ژله مانند به نام زجاجیه پر میشود که در حفظ شکل کروی چشم نقش ایفا میکند. پس با این حساب میتوان گفت که درون مردمک مملو از زلالیه است. عنبیه هم واجد عضلاتی در ساختار خود میباشد. اینجا هم جنس عضله، عضله صاف میباشد در عنبیه ما دو نوع عضله داریم یکی از عضله حلقوی و دیگر عضله شعاعی، هنگامی که نور محیط زیاد باشد باید قطر مردمک کاهش پیدا کند تا از از تحریک بیخودی نورونهای شبکیه جلوگیری شود. برای این کار عضلات حلقوی دچار انقباض شده و قطر مردمک را کاهش میدهند. حال در شرایطی که نور محیط کم باشد برای بهتر دیدن جزئیات چشم با انقباض عضلات شعاعی عنبیه قطر مردمک را افزایش میدهد و پرتوهای نور بیشتری وارد چشم شده و دید بهتری از محیط به ما میدهد.
مشاهده و انجام آزمایش در سایت آزتو
لایه داخلی:
از دو دسته سلول تشکیل شده است. یکی سلول استوانهای و دیگری سلول مخروطی. در زیر شکل این دو سلول را آوردهایم. (شکل۳) سلولهای استوانهای و مخروطی هردو نورونهای تغییر شکل یافته میباشند. سلول استوانهای و مخروطی در صورتی که با نور برخورد داشته باشند پیام عصبی تولید مییکنند به طوری که در نور کم سلول استوانهای بیشتر تحریک شده و در نور زیاد بیشتر سلولهای مخروطی هستند که پیام عصبی تولید میکند. به عبارتی میتوان گفت که سلولهای استوانهای دید سیاه و سفید و سلولهای مخروطی دیده رنگی میدهند.
در شبکیه قسمتی که پرتوهای نوری بیشترین تمرکز را روی آن دارند لکه زرد نامیده میشود از طرفی همین لکه زرد مملو از گیرندههای مخروطی میباشد و همین دلیلی میشود بر این که لکه زرد در تیزبینی نقش بسیار مهمی داشته باشد. همچنین به محلی از شبکیه که عصب بینایی از آن خارج میشود و در آن هیچ گیرنده استوانهای یا مخروطی مشاهده نمیشود را نقطهکور مینامند.
نحوه اثر نور بر شبکیه: نور ابتدا از قرنیه عبور کرده دچار اولین شکست خود میشود. سپس از زلالیه عبور میکند و دوباره دچار دومین شکست میشود پس از آن به ترتیب مجدداً توسط عدسی و زجاجیه دچار شکستهای سوم و چهارم شده و در نهایت به شبکه میرسد. در شبکه پس از برخورد به گیرندههای نوری استوانهای یا مخروطی ماده حساس به نور در این گیرندهها را تجزیه کرده و همین امر موجب تولید پیام عصبی در گیرندههای نوری میشود ویتامین آ در تولید ماسه حساس به نور در گیرندههای نوری نقش بسیار حائز اهمیتی دارد. به همین دلیل کمبود ویتامینها میتواند به کاهش قدرت بینایی بیانجامد.
تطابق: فرآیندی که طی آن ضخامت عدسی با توجه به دوری و نزدیکی اشیا دچار تغییراتی میشود. این تغییرات به کمک انقباضات همان عضلات مژگانی هست که صورت میپذیرد. در صورتی که یک جسم در نزدیک چشم ما قرار داشته باشد عضلات مژگانی منقبض شده و عدسی کشیده و ضخیم میشود و ما میتوانیم تصویر را ببینیم. حال اگر جسمی در دوردست قرار بگیرد عضلات مژگانی به حالت استراحت در آمده و عدسی باریک میشود و مجدداً ما توانایی مشاهده آن جسم در دوردست را خواهیم داشت.
بیماریهای چشم:
نزدیک بینی: وقتی کره چشم بیش از اندازه بزرگ شود ما دچار نزدیک بینی میشویم به دلیل اینکه پرتوهای نور رسیده از اجسام دور دست به شبکیه نرسیده و تصویر مربوط به آنها در جلوی شبکیه به وجود میآید. برای حل این مشکل باید کمی پرتوهای نوری را واگرا کنیم تا مجدداً تصویر نهایی روی شبکیه به وجود بیاید، پس میتوان گفت که برای درمان نزدیک بینی از عدسی واگرا استفاده میکنند.
دوربینی: کره چشم بیش از حد کوچک شود ما دچار دوربین میشویم به دلیل این که پرتوهای نور رسیده از اجسام نزدیک به شبکیه میرسند و از آن عبور میکنند و تصویر مربوط به آنها در پشت شبکه به وجود میآید. برای حل این مشکل هم باید عکس بالا عمل کنیم. در واقع باید پرتوهای نوری را همگرا کنید تا مجدداً تصویر روی شبکیه به وجود بیاید، پس میتوان گفت که برای درمان دوربینی از عدسی همگرا استفاده میکند.
آستیگماتیسم: وقتی روی قرنیه یا عدسی هموار نباشد و پستی بلندیهای وجود داشته باشد طبیعتاً پرتوهای نور از مسیر اصلی خود منحرف شده و ممکن است چندین تصویر به وجود بیاید و نیز به صورت تار اجسام و تصاویر مشاهده میشود.
مشاهده و انجام آزمایش در سایت آزتو



جسم مژگانی: جسم مژگانی بخشی از لایه میانی است و به صورت یک مجموعه در تغییرات ضخامت عدسی چشم نقش بسیار مهمی ایفا میکند. در واقع این قسمت از لایه میانی عملکرد بسیار مهمی در تطابق که در ادامه به آن خواهیم پرداخت دارد. جسم مژگانی شامل عضلات مژگانی و تارهای مژگانی و خود جسم مژگانی میباشد. در واقع عضلات به جسم مژگانی متصل بوده و از این عضلات تارهای مژگانی آویزان میباشند و عدسی نیز از سوی دیگر به این تارها اتصال مییابد. تغییرات در انقباض عضلات مژگانی باعث کشیدگی یا شل شدن تارها و در نهایت تغییرات ضخامت عدسی میشود.
